هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
479
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
به روز ، رو به زوال و انهدام است . » خلاصه ، صحبت خيلى طول كشيد . آخر الامر گفتم كه : « اگر معرفتى پيدا كنم و متيقن بشويم ، مىفهميم كه ولخرجى و تبذير « 1 » ، نه فقط اسباب سختى ايّام آتيهء ملت است ، بلكه مورد زوال سلطنت است . مثلا كدام يك از سلاطين جرأت مىكند بر اورنگ شاهى متمكن شوند ، اگر جمهور از مخارج تنظيمات نكاهد ، يا اداى بعضى از قروض را نكند . ملك « مصر » ، به نظر خيلى بصيرتبخش آمد ، چه حتّى در « هندوستان » هم اين قدر ابنيهء قديمهء مختلفه و باشكوه يافت نمىشود . بر همه مشخص و معيّن است كه از آمدوشد ملل غريبه به « مصر » ، نقصان زياد وارد آمده [ است ] ، چرا كه ضررش ، بيش از منفعتش است . رعاياى « مصر » خيلى « قانع » و « سر به راه » اند ؛ مالياتش بسيار كم و طلابش فقط تحصيل « تواريخ داخله » مىكنند . حال 600 سال است به همان حالت باقى است . فقط عايقى « 2 » كه مانع « ترقى » و « بهبودى » « مصر » است ، همينها است . واقعا آن غرور فرعونى چطور از هم پاشيد . اين تغييرات و تبديلات ، بايد در تاريخ عالم درج شوند ، چه ، لازمهء كمال تاريخ است ، چنانچه درخت از خشك شدن ناگزير است ، يا در فصل خزان ، برگ از شجر ريختن . اين تغييرات هم ناگزير است در تاريخ درج شود . اگر زوال اين ملك را « تقديرى » يا « ضرورى » فرض كنيد ، باز خالى از تأسّف نيست . در سواحل « رود نيل » ، اراضى « بسيار خوب » و « حاصلخيز » است . دست علم غربيين هنوز به اين « رود نيل » عظيم نرسيده [ است ] . 1000 سال است متصل از فلانى « 3 » بعيده ، خاك و گل حاصلخيز به مركز « فرنگستان » مىبرد . « مصر » ، هيچ ندارد جز يك مشت ملتى زارع . و وضع حراث « 4 » نسبت به ترقيات « 5 » و بسطهاى جديد خيلى خراب است . و به ملاحظهء قروض عظيمى كه به خارجه مديوناند ، ممكن نيست [ كه ] در اين مائه « 6 » نوزدهم [ ميلادى ] ، حالت ملّت رو به « صلاحيت » و
--> ( 1 ) . در اصل : تمذير ، بهمعناى پراكندن مال به اسراف ، ولخرجى . ( 2 ) . مانع ، بازدرنده از هرچيزى . ( 3 ) . فلافى ( ؟ ) يا فلاتى يا فلانى ( بهمعناى جا و مكانى مبهم و مجهول ) . ( 4 ) . كشاورزان ، برزگران . ( 5 ) . در اصل : ترقبات ( 6 ) . در اصل : ماهء ، به معنى « قرن » .